نظر آقا

سلام عليکم.
اول ميخوام در مورد اتفاق جالبی که برام افتاد و مطمئنم که از لطف و کرامت آقا بوده براتون بنويسم.
در ضمن اين بار برای چندمين بار به من ثابت شد که ائمه ما هيچ وقت ما رو فراموش نميکنن و در مشکلات هميشه يار ما هستند.
امروز صبح که از خواب برای نماز صبح بيدار شدم بعد از نماز ( خدا از ما و شما قبول کنه) طبق معمول که دعای عهد رو خوندم. البته فقط يک هفته شده که شروع به خوندن اين دعا کردم و اگر خدا بخواد قصد دارم تا آخر ادامه بدم.
بعد از دعا گفتم بشينم يه نگاهی به کتابم بندازم چون بايد ميرفتم امتحان ميدادم. اون هم چه امتحانی شد! يه نيم ساعتی کتاب رو ورق زدم و ديدم که اصلا حسش نيست. خوشبختانه ميشه با کتاب رفت سر جلسه امتحان. من هم امتحان شفاهی دانمارکی داشتم. بعد از يه چٌرت يه ساعته بلند شدم و رفتم صبحانه که مادر عزيزم آماده کرده بود رو خوردم و رفتم مدرسه. من يک ساعت قبل از اينکه برم سر جلسه مدرسه بودم. امتحان اينطور بود که بايد ازبين يه سری شماره يکی رو انتهخاب ميکردی بعد معلم يه متنی رو بهت ميداد که مدت يک ساعت وقت داشتی تا با استفاده از لغتنامه و يا کتابهای ديگه بتونی متن يا متونی رو که گرفتی بخونی و بفهمی و بعد در مورد اون توضيح بدی. من از اولش از اين ميترسيدم که شانسم يه شعر بيفته که همين هم شد. ولی از اونجايی که نيت کرده بودم شماره ۱۴ به نيت ۱۴ معصوم و مخصوصا آقا امام زمان رو انتخاب کنم کارم راه افتاد. اولش حالم گرفته شد ولی وقتی رفتم تو کلاس که بشينم و شعر رو بخونم گفتم من به نيت آقا برداشتم و خودش هم کمکم ميکنه و کمک هم کرد. بعد از اين که رفتم و توضيح دادم رفتم و يه نمره ۹ گرفتم( بايد بگم که اينجا حد اقصی ۱۳ هست و اين هم تا حدی غير ممکنه که کسی بتونه بگيره). فکر کنم بالاترين نمره رو هم گرفتم.
با خودم و خدای خودم عهد کرده بودم که اگر اين امتحان به خير بگذره دعای عهد رو به هر قيمتی که شده ادامه بدم. البته اين يکی از کرامات اهل بيت و مخصوصا آقا امام زمان بود که از محرم تا حالا برای من اتفاق افتاده بود. شايد کسی به اين نکات توجه نکنه و بگه بابا اینا خرافاته. اما این برای من ثابت شده که تا وقتی که عاشق اهل بیت باشی اونها هم تو رو رها نمیکنن و در مشاکل همراه و یاورمون هستند.

اللهم عجل لوليک الفرج
اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه

التماس دعا
يا حق

/ 0 نظر / 9 بازدید